زمان ثبت : یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390 در ساعت 9:36 PM ~ چاپ مطلب
نویسنده : محمد

عنوان : اس ام اس سکسی


شب بود من و تو تنها بودیم... بدن گرمت منو گرم می کرد. آروم پاهاتو باز کردم... با خجالت سینه هاتو فشار دادم... آخه اون شب اولین گاوی بودی که می دوشیدم!!!

شب بود من و تو تنها بودیم... بدن گرمت منو گرم می کرد. آروم پاهاتو باز کردم... با خجالت سینه هاتو فشار دادم... آخه اون شب اولین گاوی بودی که می دوشیدم!!!
...................................................................
وجدان تو مثل اسپرم می مونه که میخواد از تو آدم بسازه.اما افسوس نفست مثل کاندوم اجازه نمیده توی کونی آدم بشی!!!

....................

قانون ?? نیوتون : اگه با سرعت نور کون بدی میتونی یه دنیا رو نون بدی!!!

....................

ترکه هر ?تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این کیر بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!

..................

برای کاهش درد هنگام کون دادن اعداد زیر را تکرار کن :
?.?.?.?.?.?.?.?.?
کسخل ، الآن نه وقتی داری میدی!
...................................................................
یه روز از یه اواخواهر میپرسن بزرگترین آرزوت چیه؟
مگه اینه که توی استادیوم 100 هزار نفری آزادی فوتبال بازی کنم بعد که توپو بهم شوت کردن هی دریبل کنم هی دریبل کنم تابرم بزنم توی گل خودمون
یارو کف میکنه میپرسه چرا؟
میگه آخه 100هزار نفر میگن کیرم تو کونت
///////
این اس ام اس رو به سه نفر بفرست: ?: کونی! ?: کون گشاد ?: کوس خل!!! بعد بشین فکر کن که تو کدوم یکی از اینا بودی که من اینو برات فرستادم!!!
...................................................................
یه روز یه ترکه از یه جوب بزرگ میپره شلوار و شورتش پاره میشه، میگه: خدا رو شکر که شورت پام بود وگرنه کونم پاره میشد
//////
سرکلاس روانشناسی، استاد داشته میگفته که دخترا از بچگی وقتی میبینن که یه چیزی از پسرا کمتر دارن احساس کمبود میکنن و این مسئله باعث افسردگی در اونها میشه! یکی از پسرا پامیشه میگه: استاد، اینی که ما داریم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحمالیش افتاده گردن ما!!!
...................................................................
به قزوینیه میگن انسان رو تعریف کن
میگه: انسان جسمی است زائد که فضای اطراف کون را اشغال کرده!
...................................................................
ترکه داشته نوار بهداشتی میگذاشته تو ضبط، رفیقش میپرسه: داری چیکار میکنی؟ ترکه میگه: میخوام کسشعر گوش بدم!!!
...................

رشتیه داشته فیلم سکسی میدیده و ذکر می گفته . بهش می گن چرا ذکر میگی ؟ میگه : آخه زنم اولین باره رفته جلو دوربین دعا می کنم خراب نکنه
...................................................................
بچه به معلمش میگه : خانوم ما ساق پاونو دیدم . معلم 1 ماه از کلاس اخراجش میکنه . بچه بعدی میگه خانوم ما رونپاتونو دیدم . اینیکی 2 ماه اخراج میشه . یکی از بچه ها خودش پامیشه میره بیرون . معلمه داد میزنه کجا ؟؟؟؟ میگه: خانوم ما یه جایی رو دیدیم که باید ترک تحصیل کنیم .
...................................................................
ترکه میره پیش یک دکتر تهرونی، میگه: آقای دکتر، از وقتی که به سن پنجاه سالگی رسیدم دیگه روزی سه دفعه بیشتر نمی تونم کس بکنم! دکتره شاکی میشه، میگه: ببینم تو اومدی دکتر یا اومدی کونِ منو بسوزونی؟!


* تو مهدکودک بحث این بوده که بچه‌ها نباید وسایل رو بکنن تو دهنشون، معلمه میگه: خوب بچه‌ها، چند تا چیز بگین که تو دهن جا میشه و باید مواظبشون باشیم. یک بچه پا میشه، میگه: پاک‌کن.. معلمه میگه: آفرین.. دیگه چی؟ یکی دیگه پامیشه، میگه: تراش. به همین منوال، تا یکی بلند میشه، میگه: لامپ! معلمه میگه: حسن جان لامپ که تو دهن جا نمیشه. حسن میگه: نه خانوم معلم... من خودم شنیدم بابام دیشب به مامانم می‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش کن، میخوام بگذارم دهنت!


* یه شب تهرونیه میشینه با زنش فیلم سوپر می‌بینه. خلاصه کلی حشری می‌شه و به زنش میگه: الله و بالله باید برام ساک بزنی! هرچی زنه میگه: بابا این کثافت کاریا چیه... من حالم بهم میخوره، به خرج یارو نمیره و هی از آقا اصرار و از خانم انکار، تا بالاخره زنه کم‌کم راضی می‌شه و با عشوه به مرده میگه: عزیزم به شرط اینکه سر کیرت یکم خامه و عسل بمالی، که بد مزه نباشه. تهرونیه میگه: بیلاخ! اگه اینجوری بود که خودم می‌خوردمش!


* قزوینیه میمیره. تا چند هفته بعد مرگش، زنش هر روز میرفته سر قبرش و در حین گریه و زاری هی ماتحت مبارکش رو میمالونده به قبر یارو! ملت بهش میگن: بابا این چه کاریه میکنی؟! قباحت داره! زنه میزنه زیر گریه، میگه: خدا بیامرزدش، همیشه میگفت: بالام‌جان این کان مرده رو زنده می کنه!


* به عربه میگن زن رو تشبیه کن، میگه: ولک زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره!


* دوره‌گرده تو یکی از کوچه‌های شمرون داد میزده: دمکنی 500 تومن! دمکنی500 تومن! پیرزنه سرشو از پنجره میاره بیروه، میگه: ننه، تا ته بکونی چند میشه؟!
...................................................................
ترکه شب اول ازدواج به زنش میگه اونجا خونه بابات بود میخوردی و میخوابیدی
اینجا باید بخوابی و بخوری
///////////
مامانه به بچش میگه پسرم یه موقع تو مهد کودک حرفی بد یاد نگیری !میگه؛ مگه من کسخلم که به کس شعرای اون لاشیا گوش کنم بیام به تو جنده بگم توهم بری شب به اون بابای جاکش بگی اونم کونمو پاره کنه...
//////////
مامانه میره مهدکودک میبینه بچه ها خیلی بد دهنن. به بچش میگه پسرم تو که از این حرف های بد بد نمی زنی؟ پسره میگه: من به کس ننم بخندم از این حرف ها بزنم...
...................................................................
به ترکه میگن با اشکال جمله بساز میگه دیروز خواهرت رو بوسیدم میگه این که اشکال نداره میگه پس مادرت رو بردار بیار
//////////
به ترکه میگن تهران چه خبر؟ میگه : بیناموسی بیداد میکرد! مردا کرست زناشونو نصف کرده بودن زده بودن در دهنشون
/////////
رشتیه میره دکتر، میگه آقای دکتر من دیروز رفتم خانه..
دکتره میگه: خب؟
-هیچی قربان تو بشم، من یه چایی خوردم..
- خب...
- دیدم خانم صدایی ازش نیست..
- ...
- یه چایی خوردم..
-دیدم لباسهای خانم وسط اتاق ولوه..
- خب؟
-هیچ چی دکتر جان، خیلی شک کردم، یه چایی خوردم..
- خب؟
- خب به جمالت دکتر جان، آمدم دیدم خانم با یه آقای غریبه رو تخت خوابیدن..
- تو چی کار کردی؟
- من ولله خیلی عصبانی شدم، یه چایی خوردم..
- بعد..
-بعد هیچی، خانم با اون آقا کارشون وخیم شد..
-تو چی کار کردی؟
-سر ضرب یه چایی خوردم..
- خوب؟
- جانم براتون بگه رفتم دیدم خانم با آقا داخل همدیگه شدن..
-خب عزیزم تو چیکار کردی؟
- خب دکتر جان بلافاصله آمدم خدمت شما ببینم این همه چایی که من خوردم ضرر نداره؟!!
///////////////
پسره با دوست دخترش مشغول کار خیر بوده، دختره خیلی حال میکنه، میگه: عزیزم.. بعد ازدواج هم اینجوری بهم حال میدی؟ پسره میگه: آره عزیزم.. البته اگه شوهرت بیخودی گیر نده!!
///////////
...................................................................
سالها بود تو را می کردم - - - همه شب تا به سحرگاه دعا
یاد داری که به من میدادی - - - درس آزادگی و مهر و وفا
همه کردند چرا من نکنم - - - وصف روی گل زیبای تو را
تا ته دسته فرو خواهم کرد - - - خنجر خود به گلوگاه نفاه
تو اگر خم نشوی تو نرود - - - قد رعنای تو از این درگاه
...................................................................
یه روز یه ترکه با فارسه دعواش میشه فارسه بهش میگه: ترک خوار کسه. ترکه فرداش میاد بهش میگه: مادرتو گاییدم فارسه میگه این که قافیه نداشت ترکه میگه ولی حقیقت که داشت!

یه روز تو اخبار به زنا میگن شوهراتونو بفرستید برای کمک به بوسنی زنا به شوهراشون میگن برید ولی قبول نمیکنن برای همین زنها تصمیم میگیرن برن بر علیه شوهراشون تظاهرات کنند در تظاهرات میگن: یا که میرید به بوسنی یا شب جمعه کس نیست
مردا میگن: ما نمیریم به بوسنی به کیرمون که کس نیست

سه نفر کل گذاشته بودن سر پستونای زنشون!اولی میگه:پستونای زن من اندازه خربزهست دومی میگه پستونای زن من اندازه ی هندونست سومی میگه با با اینا که چیزی نیست من وقتی کرست زنم رو میبرم خشک شویی یارو میگه: چتر نجات قبول نمیکنیم

به ترکه میگن: نظرت در باره کیر چیه؟ میگه: والله نمیدونم، باید بشینم روش فکر کنم

ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده

ترکه عروسی میکنه، هفتة بعد دست خانوم رو میگیره میبره دکتر، میگه: اقای دکتر ما بچه دار نمیشیم!! دکتره میپرسه: چند وقته ازدواج کردین؟ ترکه میگه: یک هفتهست!! دکتره شاکی میشه، میگه: داداش من، این کُسه مایکرووِیو که نیست!!!

قاضی به شاهد که یه ترک بود میگه: لطفا" برید تو جایگاه شهود و کتاب انجیل رو بگیرید دستتون و قسم بخورید که راست میگین. ترکه میره جایگاه شهود و انجیل رو میگیره دستش و بلند میگه: این تو کون آدم دروغگو!!!!!!!!


رشتیه یک پول قلنبه میاد دستش، تصمیم میگیره یک کاسبی اساسی راه بندازه. خلاصه میره سی ملیون تومن شورت زنونه میخره، بار تریلی میکنه میبره تهرون، شروع میکنه فروختن، و بعد یک مدت کارش اساسی میگیره. بعد از دو سه ماه، زنگ میزنه به زنش میگه: خانم جان، پاشو بیا اینجا ببین من با اینهمه شورت چه غوغایی کردم! زنش میگه: هنر کردی! تو پاشو بیا اینجا ببین من اینجا بدون شورت چه غوفایی کردم
...................................................................
رشتیه بچه‌دار میشه، ملت میان بهش تبریک میگن. رشتیه میگه: من چیکاره بیدم؟!


* یه روز یه ترکه روی دیوار می‌نویسه: «زنده باد کیر»! میگن: آقا این چرت و پرت‌ها چیه رو دیوار نوشتی، بده، زشته؟ می‌گه: به سه دلیل. اول اینکه «سرش را در راه اسلام داده». دوم اینکه «انسان سازه» و سوم اینکه «در مقابل بی‌حجابی قد علم می‌کنه»!


* آقا معلم به شاگردش می‌گه: بگو ببینم 4+6 چند می‌شه؟ شاگرد فوری دستاش رو می‌آره جلو و می‌خواد با انگشتاش بشمره اما آقای معلم می‌گه: دستات رو بکن تو جیبت! شاگرد دستاش رو می‌کنه تو جیب و بعد از چند لحظه با خوشحالی می‌گه: آقا می‌شه 11 تا!؟


* سه تا ترک با هم می‌خواستن حکم بازی کنند. یه نفر کم داشتن. یکیشون میره دم پنجره می‌بینه غضنفر پایین وایستاده و دستش هم توی جیبشه. میگه: آهای غضنفر... بازی می‌کنی؟ غضنفر میگه: نه دارم می‌خارونمش!؟


* قزوینیه زنگ در خونشو پایین در نصب می‌کنه!


* قزوینیه واسه جانمازش آینه بغل می‌گذاره!


* قزوینیه دم مرگ وصیت می‌کنه که توی یه پارک، زیر سرسره دفنش کنن!


* یکی دوستشو بعد از مدتها تو خیابون می‌بینه و میگه: راسته که میگن ازدواج کردی؟ میگه: اگه راست نبود که ازدواج نمی‌کردم!


* رشتی‌ها به روز پدر میگن یوم الشک!
...................................................................
به ترکه میگن یه فحش باحال بده. میگه: نافم تو چشت. میگن: بی‌مزه.... اینم شد فحش؟ ترکه میگه: آخه وقتی نافم بره توی چشت، کیرم میره توی دهنت.


* به قزوینیه میگن: آدرس سایتتو بده. میگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات کون، دات کان!


* یه روز یه ترکه هوس خانوم بازی می‌کنه. میاد توی خیابون و خلاصه بعد از کمی اینور و اونور رفتن می‌بینه یه زن تنها داره توی پیاده‌رو میره، از قضا یارو جنده بوده. میره پیشش و میگه: خانوم... کجا میری؟ زنه هیچی نمی‌گه! ترکه دوباره می‌پرسه: عشق من... کجا میری؟ بازم زنه هیچی نمی‌گه! ترکه هم گیر سه پیچ میده و دوباره می‌گه: روح من... کجا میری؟ یهو زنه شاکی می‌شه و می‌گه: روحتو گاییدن... داره میره دوش بگیره...!؟


* یه روز یه پسره به باباش میگه: باباجون، امروز من برای اولین بار سکس کردم. باباش خوشحال می‌شه و می‌گه: دمت گرم، کارت خیلی درسته، انصافا که ثابت کردی پسر خودم هستی. حالا بشین و مفصل برام جریان رو تعریف کن! پسره میگه: بابا جون، نمیتونم بشینم، هنوز کونم درد میکنه!


* یه اردبیلی با یه اردکانی دعواش میشه، می‌گه: ارم به ارت در، بیلم تو کونت!


* یه روز از چند تا ترک پرسیدن: چرا شما ترک شدید؟ اولی گفت: وا... از بی امکاناتی! دومی گفت: از دست رفیق ناباب! سومی گفت: حالا ایدز که نگرفتم، خوب میشم! چهارمی گفت: آقا... همه اینا حرفه... به ما کیر زدند!
..................................................................
یه پسره عروسی کرده بود و شب زفاف بود و پسره هم بلد نبود که چه‌کار باید بکنه. به باباش جریان رو گفت و باباش هم یه بی‌سیم داد به پسره و یه بی‌سیم هم خودش برداشت و گفت: ناراحت نباش، با این بی‌سیم لحظه به لحظه بهت می‌گم که باید چه کار کنی! پسره رفت توی اتاق. باباش گفت: لخت شو... اونو هم لخت کن... ماچش کن... حالا همون چیزی رو که هم من دارم و هم تو، بکن توی سوراخش... پسره هم بی‌سیم رو کرد توی سوراخ!


* به یه قزوینی می‌گن: تحصیل کردی؟ میگه: تحصیل نه، ولی محصل چرا!


* ترکها به قزوینیها میگن: پیکان جوانان (پی کان جوانان)


* یه زن و مرد جوان میرن پیش دکتر و میگن: آقای دکتر، مدتهاست که نمی‌توانیم با هم رابطه زناشویی داشته باشیم. دکتر اونها رو کاملا معاینه کرد و گفت: مشکل شما عصبی است. برید اتاق کنار، اونجا با اعصاب راحت سعی کنید. زن و مرد بعد از مدتی شاد و شنگول اومدند بیرون و از دکتر تشکر کردند و گفتند: تشخیص شما درست بود و ما ایندفعه موفق شدیم. این کار بارها تکرار شد. دکتر که گیج شده بود یه روز از اونها پرسید: میشه راستش رو به من بگید که جریان از چه قرار است؟ اونها گفتند: راستش ما زن و شوهر نیستیم و مشکل خونه خالی داریم و پول ویزیت شما از کرایه هتل خیلی کمتر است و تازه پولش رو هم بیمه میده!

* یه دختر با دوست پسرش قرار داشت. بابای دختره به دخترش گفت: دخترم اگه پسره خواست به لای پات دست بزنه بگو که اونجا تنوره و دستت میسوزه! دختره با پسره رفتن بیرون و برگشتن. بابای دختره پرسید: چی شد؟ دختره گفت: بابا خواست به لاپام دست بزنه، گفتم تنوره، اونهم گفت چه خوب! من یه سوسیس دارم. سوسیس رو گذاشت لای پام، بعد هم گذاشت تو دهنم تا ببینم که سوسیس پخته یا نه!
...................................................................
* یه زن رشتی شکمش درد میکرد و رفت دکتر. دکتر گفت: لطفا بروید در آن اتاق لخت شوید. بعد دکتره رفت برای معاینه و دید که زنه با لباس نشسته روی تخت و لخت نشده. دکتره گفت: خانم عرض کردم که لخت شوید. زن رشتی گفت: آقای دکتر... این دفعه اوله، من خجالت می‌کشم. این دفعه رو اول شما لخت بشید!


* زن و شوهری بچه‌دار نمی‌شدند. یه بار شکم زنه اومد جلو، با خوشحالی رفتند دکتر ولی دکتر گفت: خانم شما حامله نیستید و شکمتون نفخ کرده. چند ماه بعد باز شکم زنه اومد جلو و دوباره رفتند دکتر. دکتر پس از معاینه گفت: این بار هم شکم شما نفخ کرده! دفعه سوم که رفتند پیش دکتر و دوباره جواب قبلی رو شنیدند، مرده شاکی شد و با عصبانیت گفت: آقای دکتر، پس بفرمایید این تلمبه است نه کیر!


* زن یه قزوینی میره پیش دکتر و می‌گه: آقای دکتر، خسته شدم، شوهرم همیشه از عقب می‌کنه! دکتره میگه: ایندفعه بهش بگو حامله هستم و از عقب نمی‌شه. زنه میگه: وای آقای دکتر، اونقوت اصلا دیگه نمی‌کنه. دکتره میگه: تو بگو، کاریت نباشه. شب زنه به قزوینیه میگه: از عقب نمی‌شه، من حامله‌ام. قزوینیه هم میگه: خوب از جلو می‌کنم. بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی می‌شه و می‌گه: بالام جان، پس این کون بچه کو؟!


* قزوینیها به ناف می‌گن: سوراخ بی مصرف!

...................................................................
معلمی به شاگردانش گفت که عجیبترین حکایتی را که میدانید انشا بنویسید. یکی از شاگردان نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسید: این چیه که نوشتی؟ شاگرد گفت: آخه آقا بابام هر شب دو تا میزنه در کون مادرم و میگه: عجب حکایتی است.


* یه روز حسنی به خانم معلمش میگه: خانم اجازه میدین دست به سینه هاتون بزنم؟ خانم معلم میگه: ای حسنی بیتربیت، این چه کاریه؟ حسنی میگه: خانم 10 هزارتومان بهتون میدم. خانوم میگه: خوب بیا ولی به کسی نگی. چند دقیقه بعد حسنی میگه: خانون اجازه میدین دست به پشتتون بزنم؟ خانم معلم میگه: حسسنی رو بهت دادم، رودار شدی؟ حسنی میگه: خانم 5 هزارتومان بهتون میدم. خانم میگه: بیا ولی به هیچکس نگی. چند دقیقه بعد حسنی میگه: خانون اجازه میدین دست به کستون بزنم. خانم میگه: ای حسنی... دیگه خیلی رودار شدی. حسنی میگه: خانم هزار تومان دیگه بهتون میدم. خانم میگه: دیگه آخرین باره. چند دقیقه بعد حسنی میگه: خانم اجازه میدین بکنمتون؟ خانم معلم میگه: ای حسنی بد! حالا چقدر پول میدی؟ حسنی میگه: خانوم 25 هزارتومان. خانوم میگه: خوب بیا ولی به هیچکس نباید بگی و .... خانوم معلم با خوشحالی میره پیش خانوم مدیر و میگه: خانم مدیر حقوق این ماه من رو بدین و یک مرخصی یک ماهه هم میخوام. خانم مدیر میگه: مگه ندادم دست حسنی که بهتون بده!
////////////
یزدیه و قزوینیه کنار هم خوابیده بودن، یهو قزوینیه شروع میکنه مالوندنِ در یزدیه. یزدیه از خواب میپره، نفس زنون میگه: چَ کا میکنی؟! قزوینیه خودشو جمع و جور میکنه، میگه: هیچی بالام جان، شوخی میکنم! یزدیه یک اخمی میکنه و یکم میره اونورتر و میگیره میخوابه. بعدِ چند دقیقه دوباره قزوینیه شروع میکنه مالوندن درِ بندة خدا. دوباره یزدیه از خواب میپره و قزوینیه میگه شوخی میکردم. بار سوم به همین منوال یزدیه از خواب میپره، میگه: چَ کا میکنی؟! قزوینیه میگه: بالام شوخی میکنم! یزدیه شاکی میشه، میگه: دِ بی پدر، او کیر راست و ای کون لخت که شوخی ور نمیداره!
////////
رشتیه میاد خونه میبینه زنش لخت خوابیده رو تخت، خلاصه طبق معمولِ جکهای رشتی(!) داد و بیداد میکنه که خانوم چرا لختی و این چه وضعیه و الخ خانومش هم طبق معمول(!!) میگه آخه هوا گرم بود! رشتیه هم قانع میشه، میگه:باشه خانم حالا حداقل برو یک لیوان آب واسه من بیار، اینقدر داد زدم گلوم گرفت. زنه میره لیوان آب رو میاره، رشتیه آب رو میخوره، میگه: سلام بر حسین. یک نفر از زیر تخت میگه: سلام از ماست اصغر آقا!


* ملای یک محله‌ای یک جور مرض مغزی میگیره، اعداد و ارقام رو خوب یادش نمیمونده و نتیجتاً هی بالای منبر سوتیای ناجور میداده. خلاصه آخر ریش سفیدای محل جمع میشن و تصمیم میگیرن که از سری بعد یک نخ به تخم این بنده خدا ببندن که هرجا سوتی داد این نخه رو یکم بکشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا میره بالای منبر و شروع میکنه به روضة پر سوزوگدازی گفتن و میرسه به اینجا که امام حسین با 72 تن از یارانش رفت به سوی صحرای کربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پای منبر گرگم به هوا بازی میکردن، پای یکیشون گیر میکنه به نخ و تخم حاج آقا کشیده میشه. حاج آقای بنده خدا هم زود حرفشو تصحیح میکنه، میگه: ببخشید، 720 تن از یاران... باز هم از بخت بد پای بچه دوم هم گیر میکنه به نخ. حاجی باز زود حرفشو تصحیح میکنه: میگه: عذر میخوام، 7200 تن از یاران... ریش سفیدای محل میبینن گند قضیه داره پاک در میاد، میخوان یجور به حاج آقا حالی کنن که دیگه ازین خراب ترش نکنه، نخ رو میگرن هی پشت سر هم میکشن. حاج آقا قاط میزنه، میگه: ببینید مردم! یا 72 تن بودن، یا 720 تن بودن، یا 7200 تن، یا اینکه نخ افتاده دست یک آدم خوارکسده!
...................................................................
یک روز یه مرده داشته آمار زنهای پریودی رو میگرفته. در یه خونه رو میزنه. یه مرده در رو باز میکنه. میگه: آقا ببخشید خانوم شما پریود میشه؟ مرده دهنشو پاک میکنه و میگه: مگه معلومه؟


* زن یزدیه داشته میرفته بیرون، یزدیه میگه: خانوم کجا میری؟ زنه میگه: دارم میرم صدقه بدم. یزدیه میگه: لازم نکرده، بیا اینجا یه دقه بده!


* بچه تخسه میره پیش معلمش، میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟! معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشکال نداره، جلوگیری میکنیم!


* به مرغه میگن به جون بچه‌ت قسم بخور، میگه: به تخمم!
...................................................................
 ترکه می خواسته چشمای بچش عسلی شه؛ تخماش روهفت دقیقه میندازه توآبجوش!

* رشتیه داشته پسرشو نصیحت می‌کرده، میگفته: پسرم اینقدر خانم بازی نکن! عاقبت نداره! آخرش سوزاک می‌گیری!! تو اگه سوزاک بگیری، کلفتمون سوزاک می‌گیره! کلفتمون اگه سوزاک بگیره، من سوزاک می‌گیرم!! من اگه سوزاک بگیرم، ننت سوزاک میگیره!! وای به اون روزی که ننت سوزاک بگیره! همه رشت سوزاک می‌گیرند!
///////////
* میدونی فرق کیر خر با اتوبوس دو طبقه چیه؟! ...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشی!


* یه روز چند نفر به یه رشتی میگن :بابا غیرتت کجاست در خونتون را نگاه کن مردای شهر صف کشیدن. رشتی جواب میده :اقدس طلایی دیگه!


* یک روز یکی پیش دکتر میره و میگه:آقای دکتر من هر وقت بادمجان میخورم لبم باد می کند؟ دکتر میگه: این که موردی نداره...من هر لب میخورم بادمجانم باد میکنه.!
...................................................................
ترکه با زنش فیلم سکسی نگاه میکنند و میبینند که چطور زن و شوهرها با عضو شریف یکدیگر بازی میکند . ترکه به زنش میگه : سکینه تو هم بیا این کارو بکن . خلاصه سکینه مشغول میشه و چنان میکی از عضو شریف ترکه میزنه که ترکه داد میزنه : سکینه فوت کن فوت کن ملافه رفت تو کونم

......

یه بسیجی تو جبهه عضو شریفشو از دست میده. دکترها بعد از کلی مشورت تصمیم میگیرند یک تیکه چوب جانشین عضو شریف از دست رفته بکنند. شب زفاف بسیجیه هل میکنه و حین عملیات چوب میشکنه. عروس خانم که تازه متوجه موضوع شده بود میپرسه که:ای وای کیرش چوبی بود؟؟ بسیجی میگه نه با با چوبش کیری بود
...................................................................
پسر به مامانش میگه:مامانی‌ اون چیه زیر خر آویزنه؟از عمه پرسیدم گفت
هیچی‌ نیست؟

مامانش میگه:اون واسه عمه ات هیچی‌ نیست!!!
...................................................................
نکات قبلا از دادن:

?-حمام

?-شورت نو

?-لباس راحت

?-عطر

?-یه فنجون قهوه

?-غذای‌ سبک

با اشتیاق دنبال میکنی‌ چیه نکنه می‌خوای بدی؟
..................................................................
آخونده توی اتوبوس کنار راننده میشینه شوخیش گل میکنه به راننده
میگه :
شما راننده ها که همیشه تو جاده هستید از کجا میدونید که بچه هاتون از خودتونن
رانندهه میگه ? سال صبر میکنیم اگه شبیه خودمون شد که هیچی وگرنه میفرستیمشون حوزه علمیه

===========================================================

روز یه روحانی میره بالای منبر یه خانم میگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعایت میکنم حاجی میگه آفرین کلید بهشت رو بدید به این خانم! یه خانم دیگه میگه اینکه چیزی نیست من چادر هم میپوشم حاجی میگه آفرین کلید بهشت رو بدید به این خانم !یه خانم دیگه میگه من تو خونمون با رکابی میگردم. حاجیه میگه آفرین کلید خونه اینا رو بدید به من
...................................................................
یارو کیرش قطع میشه، میره دکتر. دکتره بهش میگه یک پیوند خیلی جدید کشف شده، ولی هنوز رو انسان امتحان نشنده، دانشمندا به این نتیجه رسیدن که خرطوم بچه فیل رو میشه به جای آلت تناسلی مرد پیوند زد، می‌خواید شما این عمل رو امتحان کنید؟ یارو هم می‌بینه هیچ چاره دیگه‌ای نداره، میگه: باشه، به هرحال از بی‌کیری که بهتره! خلاصه عمل با موفقیت تموم میشه و یارو میره دنبال کار و زندگیش. بعد از یه هفته برمی‌گرده پیش دکتر میگه: آقای دکتر! به دادم برس، دهن من سرویس شد! دکتر میگه: چرا؟ چی شده؟! میگه: بابا این کیر ما هرچی تو خیابون میبینه رو وَر میداره میکنه تو کون ما!!!  
////////
زنه زبونش می‌گرفته، میره سبزی‌فروشی می‌خواسته نارنگی بخره،‌ میگه: بی‌دحمت لیم کیلو لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا می‌کنه، میگه: اوهوی حسنی!‌ نیم کیلو خیار سالادی بده خانم!!!


یک روز ترکه چراغ جادو پیدا میکنه! غوله میاد بیرون و میگه: سه تا آرزو بکن تا برات برآورده کنم!
ترکه: قیافه مو بکن مثل آلن دلن. غوله عصاشو میزنه و ترکه میشه شکل آلن دلن.
ترکه: هیکلم رو بکن مثل آرنولد.غوله عصا میزنه و هیکل ترکه میشه مثل آرنولد.
ترکه: کیرمو رو بکن مثل این خره. غوله این آرزو را هم برآورده میکنه و ناپدید میشه.
ناگهان ترکه یک نگاهی به پایین میکنه و میگه: وای خاک بر سرم, خره ماده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!
///////////
زن رشتیه هرکار میکرده ارضا نمیشده، آخرش میره سکس‌شاپ، میگه: ببخشید من یه کیر مصنوعی میخواستم. فروشنده اشاره میکنه به ویترین پشت سرش میگه: کدوم یکی رو میخواین؟ زنه یکم فکر میکنه، میگه: اون قرمزه رو.فروشندهه میگه، ببخشید خانوم، ما کیر قرمز نداریم! زنه اشاره میکنه میگه:
اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده یک نگاهی میکنه، میگه: شرمنده خانوم کپسول آتش نشانیمون فروشی نیست!!!
//////////
سر کلاس اول یه بچه پیله میکنه به خانم معلم که :خانوم میشه انگشتمونو بکنیم توی نافتون.خانم معلم میگه:پسرم بذار درس بدم بعد.خلاصه چند بار دیگه شاگرده هی سوال میکنه
معلم که می بینه پسره خیلی پیله است میگه: پسرم بعد کلاس من پیرهنمو میدم بالا و تو انگشتتو بکن تو نافم.
خلاصه کلاس تموم میشه و خانوم معلم راشو میکشه که بره.
پسره دادو قال میکنه که :شما قول دادین و از این حرفا.
معلم که میبینه الانه که آبروش بره, برمیگرده و همینجوری که داره به سقف کلاس نگاه میکنه پیرنشو میده بالا و میگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.
بعد چند لحظه معلم میگه: پسرم اونجا ناف نیست ها.....
پسره میگه: اجازه خانوم اینم انگشت نیست..!!!!
//////////
یه ریاضیدان عروسی میکنه! چند شب اول اونجای خانومشو اندازه گیری میکرده ولی دست از پا خطا نمیکرده! دختره میره پیش مامانش میگه شوهرم این چند شب پاهامو از هم بازمیکنه ؛اندازه گیری میکنه ویکسری محاسبات ریاضی انجام میده ولی کار اصلی رونمی کنه .مامانه میگه صبر داشته باش شایدمنظوری داره ! فردا دختره میادپیش مامانش میگه دیشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شیرجه زد روم ،مستقیم زدبه هدف خیلی خیلی لذت بردم .
مامانه میگه: حالا که اینطوریه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده کنه .روز بعد مامانه میاد پیش دخترش ،دختره میگه اوا خاک عالم مامان چرا گشاد گشاد راه میری !
!مامانه میگه آخه بابات دیشب تو محاسباتش یه مثبت منفی رو اشتباه کرد از دور شیرجه زد ولی با کله رفت تو .....!!!
...................................................................
پسر : میتونم نرم افزارتون رو لمس کنم؟
دختر: اول سخت افزار تو نشون بده
پسر: باید رو سیستم تون نصبش کنم
دختر :اول آنتی ویروس بذار روش بعد نصبش کن!!!!!!

جالبه...!
//////////
شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم!
////////
مامان بچه به ناظم شکایت می کنه بچه درس نمی خونه .

ناظم : بچه اگه درس نخونی مادرتو می گام

مادر : این بچه حرف گوش نمی کنه شما کار خودتونو بکنین!
////////
...................................................................
یک زن مومنه میمیره و بعد از مدتی به خواب دخترش میاد و میگه دخترم تا میتونی در دنیا اصلا" کار خوب نکن.من اینجا حوری شدم ، فرصت نمیکنم شورتمو بالا بکشم   
////////
دوست لره می خواست بره مسافرت.لره موقع خداحافظی خیلی دلش براش تنگ « میشه.خلاصه هی ماچش میکرد. دید که ماچ کردن چیزی از دلتنگی ش کم نمیکنه به دوستش گفت فایده نداره بگیر بخواب تا بکُ..مت!
...................................................................
وزارت بهداشت خوردن کُس را مُضر اعلام کرد چون حاوی :
3% شاش
2% اسید
3% گوشت
4% چربی
2% پشم
6% ترشحات
و
80% اعتیاد آور است
//////
بسیجیه میره دکتر، بهش میگن ایدز داری، میگه : ‌ای بابا آدم به باتوم خودشم نمیتونه اعتماد کنه.

توضیحات :

بسیجی‌ جانداری است پشمالو که بی‌ دلیل به انسان حمله می‌کند.

باتوم، به آلت تناسلی‌ حزب الله گفته میشود.

ایدز بیماری حاصل از استفاده از باتوم نامرغوب چینی‌ می‌باشد
...................................................................
ترکه ختنه میکنه بهش میگن دامن بپوش، میگه: خیلی نامردین یعنی همشو بریدین؟؟؟!!!!
...................................................................
یه روز زمان جنگ مردی میره ثبت احوال تا اسمه دو دخترشو عوض کنه
کارمنده می گه اسماشون چیه؟ میگه سیما و مینا
کارمنده می گه اسم به این خوبی واسه چی می خوای عوض کنی؟
می گه هر روز تو رادیو میگه دیشب رزمندگان اسلام سیما رو پاره کردن و پریدن رو مینا!!!!!!   
...................................................................
یارو ترکه پاش ترک خورده بوده بهش می گن اگه جوراب پات کنی ترکش برطرف می شه !!

تر که می گه :من بیست ساله که شورت می کنم پام اماسوراخ کونم برطرف نمیشه

       
///////////
یه روز یه زنه می ره کیف بخره فروشنده بهش می گه چهل هزار تومان .

زنه می گه چرا اینقد گرون ؟

فروشنده می گه : آخه از پوست کیر درست شده , دست بمالی چمدون می شه !!!
/////
...................................................................
غضنفر و دوستش می رن قطب جنوب، بعد از دو روز، یه اسکیمو می بینن، ازش می پرسن؟ شما
اینجا دختر سیاه دارین؟ اسکیموهه می گه: بله، می پرسن؟ دختر سفید چطور؟ طرف می گه: بله، دوباره می پرسن؟ دختر سیاه و سفید چطور؟
اسکیموهه می گه: نه نداریم.
غضنفر برمی گرده و به دوستش می گه: نگفتم اونی که ترتیبشو دادیم پنگوئن بود!!!
////////
suck in other language
هندی: دولاهه لیساهه
روسی: دودولوف بخوروف
ژاپنی: کیرومیشی مکو مکی
عربی: تناولل الکیر
ایتالیایی: دودولینو بلیسینو
فارسی: بیا کیرمو بخور
////////
خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه:‌ اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه:‌ هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه.‌ معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه:‌ خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه :‌ بپرس. پسره‌ میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، ‌دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه:‌ خوب معلومه،‌ سومی! بچهه میگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد
////////
ترکه میره میوه فروشی، میگه: حاجی یک کیلو ازین لیموها به ما بده. میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: لیمو چیه مرد مؤمن؟! بگو سینه نیکل کیدمن!! ترکه هم میگه: باشه بابا، یک کیلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، یک کیلو هم گیلاس بده. باز میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: آقاجان گیلاس چیه؟! بگو لپای مدونا!! ترکه هم میگه: باشه بابا، از همونا. بعد ترکه کیوی میخواسته، میگه: قربونت حاجی، یک کیلو هم از اون تخمای نلسون ماندلا بده!
///////////
یه بنده خدایی میره خواستگاری... پدر عروس می پرسه...
پدر عروس: اقا خودت بگو خلافت چیه؟
خواستگار: ادامس زیاد می خورم
پدر عروس: فقط همین برای چی؟
خواستگار: اخه میگن بوی سیگارو از بین میبره.
پدر عروس: مگه شما سیگار میکشین؟
خواستگار: بله اخه میگن گیرایی تریاک رو زیاد میکنه.
پدر عروس: مگه شما تریاک میکشین؟
خواستگار: اره اخه قبل از کس کردن کمرو سفت میکنه.
پدر عروس: مگه شما کس هم میکنین؟
خواستگار: اره همیشه که نمیشه کون کر
///////////////
رشتییه می ره خونه و می بینه زنش با یکی توی حمومه، غیرتی می شه و آبگرم کن رو خاموش می کنه
///////////
زنه یه دختر و پسر دوقلو حامله بوده. یه ده یازده ماهی می‌گذره ولی ازشون خبری نمیشه! میرن سونوگرافی می‌بینن پسره جلوی دختره رو گرفته نمی‌زاره بیاد بیرون و میگه آبجی عمرا اگه بزارم لخت بری بیرون
/////////////
به عربه میگن زن رو تشبیه کن، میگه: ولک زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره
////////////////
- ترکه رفته بوده خون اهدا کنه، دکتره ازش میپرسه: شما تاحالا چندبار همخوایگی نامشروع داشتین؟ ترکه کلی قسم و آیه میخوره که ولله بالله، من زن و بچه دارم، اهل این کارا نیستم تا بالاخره دکتره قبول میکنه و خون بابا رو میگیرن. موقع برگشت، ترکه رفیقش رو تو صف میبینه، میگه: اصغر خیلی مواظب باش! اینجا انگار یکیو کردن، دنبال اون نامردن!
...................................................................
رشتیه میاد تهران تولیدی شورت زنونه میزنه بعد یه مدت که کارش میگیره زنگ میزنه به زنش میگه بیا ببین من اینجا با شورت دارم چیکار میکنم زنه میگه تو ببین من اینجا بدون شورت دارم چی کار میکنم
///////
به ترکه میگن تو وقتی با زنت سکس میکنی چطوری دیونه اش میکنی. ترکه میگه هچی. کارم که تموم شد کیرمو با پرده اتاق پاک میکنم.
/////////////
اخبار دیروز :
به یک زن رشتی که در پارک می‌دوید تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتی در پارک می‌دویدند !
////////
یه روزیک زن ایرانی بامرداسرائیلی ازدواج میکنه.شب اول برای حمایت ازفلسطین روی تشک نمیره!!!
...................................................................
مامان بچه به ناظم شکایت می کنه بچه درس نمی خونه .

ناظم : بچه اگه درس نخونی مادرتو می گام

مادر : این بچه حرف گوش نمی کنه شما کار خودتونو بکنین!
...................................................................
اگر پسری به دختری بگوید جیگرتو چون به عضو داخلی زن اشاره کرده حرام است اگر بگوید جیگرتو بخورم قتل نفس است حکمش اعدام است اگر بگوید جیگرتو بخورم الهی چون نیت الهی بوده و قصد تقرب داشته اشکالی ندارد

/////////////
به جانباز رشتی می گن از جنگ عراق معجزه دیدی یا نه؟؟؟؟؟؟؟گفت تا دلت بخواهد گفت:من یکسال جبهه بودم خانم جان تو رشت حامله میشد کار خدا را نیگا!!!!
//////////////
به یه بچه کونیه میگن میخوای چی کاره بشی؟! میگه: میخوام فوتبالیست شم. میپرسن چرا؟ میگه:‌ می‌خوام توپ رو بر دارم همه رو دریبل کنم بزنم تو گل خودمون! میگن: آخه واسه چی؟! میگه: نمیدونی چه حالی میده یه استادیوم آدم رو بکنن

////////////////
رشتیه از ملافه گل دار بدش میومده هر وقتم که زنش ملافه گل دار مینداخته رو تخت قهر میکرده و میرفته زیر تخت میخوابیده
یه شب که میاد خونه میبینه بازم خانوم ملافه گل دار انداخته رشتیه هم داغ میکنه میگه: خانوم جان من که گفتم میرم زیر تخت بازم ملافه گل دار انداختی پس من میرم زیر تخت
تا میره زیر تخت میبینه که یه مرده لخت زیر تخت قایم شده
رشتیه میگه : آقا ببخشید شما هم از ملافه گل دار بدتون میاد
//////////////
یه زنه سه ماهه حامله بوده شاشبند میشه میره دکتر دکتره براش سونوگرافی می نویسه بعد پزشکان تحقیق میکنن می بینن که بچش پتروس فداکاره!
///////////
2 چیز هرگز نمی خوابد یکی بخت آدم خوش بخت یکی کیر آدم بد بخت

یه بار دو نفر داشتن کون هم میزاشتن، کمیته میرسه، اونی که داشته میکرده میبینه هوا پسه فرصت هم نیست بکشه بیرون، همینجور به کردن ادامه میده و بلند بلند میگه: به امام فحش میدی، ها؟

دکترا می گن سیر فواید زیادی داره. پس پیشنهاد میشه زنا به شوهراشون سیر بدن...!
////////////
شب عروسی داماد به عروس میگه امشب جایی میذارم که هیچکس نذاشته عروسه میگه : نه .. نه .. گوشم نه

یک روز یک پیرزن به شوهر پیرش میگه یادته آنموقع ها که جوون بودیم تا من دست به موهات میکشیدم چیزت سیخ میشد یادش بخیر پیرمرد آهی میکشه و میگه آره عزیزم ولی آلان تا دست به چیزم میکشی موهام سیخ میشه ...


دختره از مامانش میپرسه:مامان عشق چیه؟مادرش میگه :همش چرت و پرته میخوان بکننت.
//////////
پیره زنه میره کالباس فروشی یه رول کالباس سفارش میده فروشنده هم واسش حلقه حلقه اش میکنه.پیره زنه میبینه شاکی میشه میگه بی پدر فکر کردی کس من قلک اینجوریش کردی


از یه یارویی میپرسن: تفاوت ماه محرم با ماه عسل چیه؟.. میگه: تو ماه محرم میریم تو دسته سینه میزنیم ولی تو ماه عسل میریم تو سینه تا دسته میزنیم!!!ه

یه روز یه ترکه خانوم بلند میکنه بهش میگه دولم رو بخور میگه نمیخورم یه خورده روش عسل میریزه میگه بخور بازم میگه نمیخورم خلاصه روش یخرده مربا یه تیکه خرما یه کوچولو هم موز میزاره میگه بخور دختره میگه باشه ترکه میگه ا! زرنگی حالا که معجون شد خودم میخورم
/////////////////////////
عربه درحالی که معرکه گرفته بود ، دهن تمساحشو باز میکرد و معاملشو میکرد توش ، تمساحه هم دهنشو میبست. بعد رو به جمعیت کرد و گفت: "هر کی یعنی میتونه این کار میکنه من بهش جایزه میدم" . یهو یه ترکه از وسط جمعیت اومد و یه نگاه معنی دار بهش کرد و گفت: "ببین ... من میتونم اما دهنم اینقد باز نمیشه"


پسره زیدش عزادار بوده میره داروخونه میگه ببخشید یه کاندوم مشکی با طعم خرما بدید..!

روزی یک قزوینیه ،یک لره و یک ترکه این مسابقرو میزارن که هر کس بزرگترین چیز رو بکنه تو ک و ن ش برنده است.
اول قزوینیه یک آجر میکنه تو ک و ن ش بعد لره یک دیوار میکنه تو ک و ن ش ،زمانی که نوبت به ترکه میرسه گزارشگره مسابقه اعلام میکنه که این مسابقه در کون آقا ترکه برگزار میشود.
...................................................................
رشتیه از ملافه گل دار بدش میومده هر وقتم که زنش ملافه گل دار مینداخته رو تخت قهر میکرده و میرفته زیر تخت میخوابیده
یه شب که میاد خونه میبینه بازم خانوم ملافه گل دار انداخته رشتیه هم داغ میکنه میگه: خانوم جان من که گفتم میرم زیر تخت بازم ملافه گل دار انداختی پس من میرم زیر تخت
تا میره زیر تخت میبینه که یه مرده لخت زیر تخت قایم شده
رشتیه میگه : آقا ببخشید شما هم از ملافه گل دار بدتون میاد
...................................................................
یه زنه سه ماهه حامله بوده شاشبند میشه میره دکتر دکتره براش سونوگرافی می نویسه بعد پزشکان تحقیق میکنن می بینن که بچش پتروس فداکاره
...................................................................
2 چیز هرگز نمی خوابد یکی بخت آدم خوش بخت یکی کیر آدم بد بخت

یه بار دو نفر داشتن کون هم میزاشتن، کمیته میرسه، اونی که داشته میکرده میبینه هوا پسه فرصت هم نیست بکشه بیرون، همینجور به کردن ادامه میده و بلند بلند میگه: به امام فحش میدی، ها؟

دکترا می گن سیر فواید زیادی داره. پس پیشنهاد میشه زنا به شوهراشون سیر بدن...!
...................................................................
ترکه پنج شنبه میره داروخونه نواربهداشتی بخره یارو بهش یه منچم میده میگه شب جمعت که ریده شد حداقل بشین منچ بازی کن


یه ترکه میره جنگ ، از کمر به پایینش قطع میشه . ازش میپرسن چه احساسی داری ؟ میگه احساس میکنم تا خایه تو بهشتم


به ترکه میگن تا کجا درس خوندی ؟ میگه تا اونجا که دهقان فداکار شلوارشو درآورد و منتظر تصمیم کبری شد .